از دل خودم....

خسته ام خسته از این تکرارها

                                       مضطرب در کنج این دیوارها

حسرت گل مانده در چشمان من

                                       مانده ام در گیر و دار خارها

.

.

.                                      

                                      سخت دلتنگم از این تکرارها

این روزها دوباره یه حسی دارم؛ناشناس و گنگ.نمی دونم چرا اینجوری

شدم.ولی این فصل و دوری از خانواده و ... هم تشدیدش می کنه.

سعی می کنم باهاش کنار بیام ولی یه مواقعی دیگه حریفش نیستم.

دلم برای بچگی و اون حال و هوا تنگ شده؛زمانی که هیچ فکر و خیالی

نداشتم و شاد شاد بودم.اگر هم از کسی ناراحت بودم زود یادم می رفت.

آدمای بد همیشه تو قصه ها بودن و آدما ساده و یک رنگ بودن.

ولی الان چی؟؟؟ تو یه موقعیت هایی آدما خوب خودشون رو نشون میدن

که واقعا چه ذاتی دارن.

روبرو شدن با بعضی واقعیت ها و شناخت باطن اصلی اونها خیلی سخته

ولی سخت تر از اون اینه که همه چیز بر خلاف تصوراتت باشه؛اون موقع 

است که حسابی دلم می گیره.فکر نمی کردم مستقل زندگی کردن

انقدر سخت باشه؛ولی باز هم خوبه؛ تجربه خوبی بهم داد.

۲ـ۱ سالی میشه که تقریبا تو همین ماه ها یه تصمیم جدید می گیرم که

سرنوشت و راه زندگیم به کل عوض میشه.حالا هر سال به یک نحوی...

خلاصه که باز هم سر یه ۲راهی گیر کردم؛فقط از خدا می خوام که کمکم

کنه درست تصمیم بگیرم.بد جور فکرمو مشغول کرده.برام دعا کنید....

پ.ن:یکی از دوستان برای تغییر قالب وبلاگم خیلی زحمت کشید؛دستش

واقعا درد نکنه من که خیلی خوشم اومد.انشا الله تو یه موقعیتی جبران

می کنم.

پ.ن:پدربزرگم حالش خوب نیست ممنون میشم براش دعا کنید

ا

/ 20 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ممد

خدا هم همه مريضا رو علی الخصوص بابا بزرگتو شفا بده

ممد

ايشالا که تو کارات موفق باشی

ممد

تصميم گرفتن خيلی سخت نيست عمل کردن به تصميمات وحشتناک سخته

ممد

مرسيييييييييييييييييييييی

.•* زهــــــره.*•.

سلام من آپم خوشحال ميشم منور کنی عزيز. (مشتاق نيم نگاهی) شاد باشی و پيروز.

ممد

التماس دعااااااااااااااااا

ممد

منم به اصول اعتقاد دارم اما يادمون باشه که تو حاشيه نريم بقول شما دکتر مهندس عارش ميشه ....

افشين

سلام دست اونی که واسه تغيير وبلاگت زحمت کشيد واقعا درد نکنه!

ممد

هلك دلك اومديم اينجا به اميد آپ آخرش ميبينيم ....